رنج فراق

هر چه کنی بکن ولی

از بر من سفر مکن

یا که چو می روی مرا

وقت سفر خبر مکن  

گر چه به باغم ستاده ام

نیست توان دیدنم

شعله مزن بر آتشم از بر من گذر مکن 

 روز جدایی ات مرا یک نگه تو میکشد

وقت وداع کردنت

بر رخ من نظر مکن

دیده به در نهاده ام

تا شنوم صدای تو

حلقه به در بزن مرا

عاشق در به در مکن

من که ز پا نشسته ام

مرغک پر شکسته ام  

زود بیا که خسته ام

زین همه خسته تر مکن

گر چه به دور زندگی

تن به قضا نهاده ام

آتشم این قدر مزن

رنجه ام این قدر مکن

یوسف عمر من بیا

تنگدلم برای تو

رنج فراق می کشد

خون به دل پدر مکن

هر چه که ناله می کنم

گوش به من نمیکنی

یا که مرا ز دل ببر  

یا ز برم سفر مکن

 

مهدی سهیلی


تاشقایق هست

 

 

پاییز

<b>تصوير زيبا</b> از آسمان پر از رعد و برق شهر ...

 

امام سجاد(ع)

جای آن دارد که بارد آسمان خون بر زمین    ***   در عزای سیّد سجّاد، زین العابدین

 

 

 

 

سخنان کوتاه از امام سجاد علیه‏السلام

 


سه چیز نجات بخش مؤمن است: این‏که زبانش را از غیبت مردم باز دارد، خود را به چیزی مشغول کند که در دنیا و آخرت او را سود دهد و بر گناهان، بسیار گریه کند.
نگاه محبت ‏آمیز مؤمن به صورت برادر ایمانی خود، عبادت است.
نشان معرفت (خداشناسی) و کمال دین مسلمان، ترک سخنان بیهوده، کم‏تر جدل کردن، و بردباری و خوش خویی است.
مبادا به‏گناهی که می‏کنی شادمان شوی که شادمانی به گناه، بدتر از ارتکاب آن است.
در شگفتم از آن کسی که از طعام از ترس زیان آن می‏پرهیزد، اما از گناه به سبب زشتی آن نمی‏پرهیزد.
همه خیر در این است که انسان خود را (از آلودگی‏ها) نگه دارد.
شرافت در فروتنی، و عزت در پرهیزگاری، و بی‏نیازی در قناعت است.
اگر مردم بدانند که در طلب علم چه فوایدی است، آن را می‏طلبند، اگر چه با ریختن خون دل و فرو فتن در گرداب‏ها باشد.
هر کس خود را گرامی داند، دنیا نزد او خوار است.