بسوی حر م
صبح زود قبل از اذان که روانه می شوی بسوی حرم تا قبل از همه به عبادت وزیارت برسی.خیلی ها آنجا قبل از تورفته اند منتظرند وعده ای با تو و کسانی نیز هستند بعداز توبیایند بسوی حرم انگارطنابی در مسیرهای مختلف کشیده باشند بسوحرم از هر ورودی فوج فوج انسان روانه حرمند قاعده مثلث بزرگتر وبزرگتر می شود تا جایی که هنگام اذان دیر بجنبی جای برای ایستادن برای نماز پیدا نمی کنی،انگار حرم مرکز دایره وشعاعها وپیکانها همه به سمت حرم. نمازت که تمام می شود دیگر طاقت نمی آوری وروانه صحن اصلی وضریح مطهر ،اطراف ضریح را مشتاقان گرفتند وهرکس به زبان خودش به آقا سلام می دهد واز ته دل ناله می کند ،یکی برای مریضها دیگری برای گرفتارها واون یکی برای ظهور امام عصر(عج)ودیگری برای.....ومن ضمن تکرار همه دعاها برای همه آرزومندان ومشتاقان.زیارت امام رضا (ع).وبرای تو سالهاست دعامیکنم که خوشبخت باشی وعاقبت بخیر وبعد اگه قبول افتد برای خودم و..............
طلوع
درانتظار صبح هستم باطلوع زیبای خورشید آنجایی
که اشعه های طلایی گونهایم را درابتدایی ترین لحظات
نوازش می دهد
دوستت دارم..چرایش پای تو،
ممکنش کردم،محالش پای تو
میگریزی از من و احساس من
دل شکستن هم ،گناهش پای تو
آمدی آتش زدی بر جان من
درد بی درمان گرفتن هم،دوایش پای تو
من اسیرم در میان آن دو چشم
قفل زندان را شکستن هم،سزایش پای تو
سوختم،آتش گرفتم زین سبب
آب بر آتش نهادن هم جزایش پای تو
پای رفتن هم ندارم من،از کوی دلت
پا نهادن بر دل مست و خرابم پای تو...
دست های تو حق من است؛
حقم را کف دستم بگذار ...

