عشق نافرجام
دل دیگه نا پرهیزه میکنه گاهی عاشق میشه ودست خودش که نیست کاریش هم نمیشه کرد. به نطرم عاشق شدن هم مراحلی دارد که خیلی ها همین مرحله اول می مونند. از عاشق شدن همین که میگن عاشق شدیم تمام. جرات گفتن اظهار کردن راندارن حالاحتما ملاحظاتی دارند. از دو ر باید ببیند و حسرت یک کلمه گفتگو را داشته باشند.گاهی آنقدر نزدیک میشی حتی نفس به نفس.وباز افسوس ارنگفته ها.بعضی مواقع آنقدر براش دم تکون میدی که حتی یک آدم کور هم میفهمه که تو داری چه کار میکنی؟!!البته دخترا فکر میکنم که سیاست مدارترند.زمانی متوجه میشی که زمان گذشته وهمه چیز تمام شده وزندگی تورو برده به سمتی که خودش میخواد.ایکاش یکبار به حرف دل میکردی وعقل را هم همراه، که دل هم گاهی حرفهای عاقلانه ای میزنه.حالا تو مانده ای با هزاران افسوس وآه.بعضی مواقع هم میری مرحله ی بعد دل و به دریا میزنی ومیگی آنچه دردل نهفته ایی .چنان از طرف مقابل نا امید میشی که میگی ای کاش هر گز نه گفته بودم .اینها همه عشق ابترند ونافرجام که براش عمری گذاشتی ولی به غایت نرسیده. عشق های یکطرفه.که مثل جادهای یکطرفه تورا به نا کجا آباد میبره.آنقدرمیری که از دیدها ناپدید بشی................